دکتر جواد ظریف، وزیر امور خارجه و عضو حقوقی شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به پرسش دانشجویان در دانشگاه تهران درباره ی رفع حصر، گفت: «ما همه دوست داریم اتفاقی بیافتد که همه ی ملت ایران خوشحال شوند».یک نفر از انتهای سالن بلند شد و دستش را بالا برد و فریاد زد:
«آقای ظریف، من هم سوال دارم ... اجازه بدهید سوالم را بپرسم».
صدایش آن قدر بلند بود که تا پایین سالن و به گوش ظریف برسد. همان موقع، مجری برنامه برگشت و در گوش ظریف چیزی گفت. ظریف خطاب به آن پسر گفت که بگذار پس از پاسخ به سوالات نماینده ی انجمن علمی، سوالت را بپرس.
پاسخ های ظریف به نماینده ی انجمن علمی که تمام شد، دوباره آن پسر ایستاد و تقاضای فرصتی برای طرح سوالش کرد. باز هم مجری در گوش ظریف چیزی گفت. ظریف خطاب به آن پسر گفت: "نمیشه که، الان توی این جمعیت خیلی های دیگه هم سوال دارند، اگه بخواهیم به شما وقت بدهیم حق بقیه خورده می شود." که ناگهان تمام سالن شروع به اعتراض کرد و فریاد زد: «نه...نه...ما سوال نداریم».
نهایتا بعد از کش و قوس های فراوان و در خواست های مکرر حاضرین در سالن برای اجازه به آن پسر برای طرح سوالش، آن شخص به پشت تریبون آمد و گفت:
«اول تشکر می کنم که اجازه دادید بعد از چند ده سال، یک نفر از میان جمعیت بیاید و سوال را بپرسد. اما آقای ظریف، سخنگوی انجمن اسلامی آمد اینجا و با ایما و اشاره، سوالی را پرسید که شما به آن جواب ندادید. من از شما می خواهم به صورت صریح و شفاف به این سوال جواب دهید».
این را گفت و رفت. ظریف گفت «من نمی دانم منظور کدام سوال بوده است که من جواب ندادم ...»، در این موقع ناگهان کل سالن با هم یک صدا فریاد زدند: «حصر...حصر...حصر».
بعد از این فریادها، ظریف گفت: «آها، فهمیدم ...»، و سوال را این گونه جواب داد که «ما همه دوست داریم اتفاقی بیفتد که همه ی ملت ایران خوشحال شوند»، و صحبت هایش را تمام کرد.

پی نوشت یک: این عکس، عکس آن پسر جسوری است که آن سوال را پرسید
نظرات شما عزیزان: